|
Article on other languages:
|
سیاست روند و انجام تصمیم گیریها برای گروه هاست. البته این واژه معمولاً در پیوند با حکومتها و کشورها بکار میرود، ولی رفتار سیاسی در نهادهای سازمانی، دانشگاهی، دینی و دیگر نهادها نیز مشاهده میشود. پایداری آیندهنگری هدفداری عمومیت گستردگی نمایانگری سیاستهای کلان به آن دسته از سیاستهای عمومی اطلاق میشود که 1) از نظر موضوعی بسیار فراگیر، فرابخشی یا حساس بوده و به تعبیری تفسیری نزدیک از قوانین اصلی کشور به حساب آیند (مانند سیاستهای اصل 44 قانون اساسی) و یا 2) جنبهٔ تعیین کنندهٔ بالایی برای سایر سیاستهای عمومی داشته و نقش راهنمای جدیای برای آنها داشته باشند، 3) موضوعاتی باشند که تغییر موضع و یا رویکرد حساب شدهای نسبت به آنها در سطح مدیریت کشور مدنظر قرار گرفتهاست، 4) برای اهداف راهبردی مشخصی مانند اهدافی در سطح چشمانداز و در چارچوب چنین طرحهای کلان و جدیدی نیازمند بازنگری، بازآرایی و یا تصریحات مشخص و تکلیفی خاصی باشند. به این ترتیب سیاستهای کلان با توجه به دلیل و نوع تحلیل خود باید دارای مشخصههایی از جمله موارد زیر علاوه بر مشخصات عمومی سیاستها باشند. دارا بودن هدفهای کلی و فراگیر تعیین کنندهٔ حد و مرز سیاستهای عمومی تعیین کنندهٔ اولویت زمانی سیاستهای عمومی تعیین کنندهٔ میزان ریسکپذیری و دامنهٔ مداخلات قابل اتکا در سیاستهای عمومی تعیین کنندهٔ میزان عمق و گسترهٔ مطلوبِ سیاستهای عمومی تعیین کنندهٔ جهشی یا تعادلی بودن سیاستهای عمومی تعیین کنندهٔ پیشفرضها، بنیادهای نظری و شیوهها و ابزارهای مورد نیازِ سیاستهای عمومی
جستارهای وابستهتعریف و مفهوم سیاست بخش اول ـ تعریف سیاست: نولی تعریفهای چند از سیاست را بدین شرح آوردهاست: 1 ـ سیاست، هنر استفاده از امکانات است: اغلب برای فعالان سیاسی ممکن نیست به همه هدفهای خود برسند بنا بر این باید بلند پروازیها را با قدرت خود متناسب کند. هیچ کس بیش از قدرت یا امکانات خود نمیتواند در سیاست اعمال نفوذ کند و تأثیر گذارد. 2 ـ سیاست، حکومت کردن بر انسانها است: کایتا نوموسکا در طبقه حاکم و آستین رانی درحکومت بر انسانها در مورد رابط کسانی که حکومت میکنند و کسانی که بر آنها حکومت میشود میان فرمان روا و فرمانبردار بحث میکنند و استدلال مینمایند که این رابط مرکز زندگی سیاسی است. 3 ـ سیاست، مبارزه برای قدرت است: مهمترین تعریف سیاست در میان متفکران سیاسی غرب این است که آن مبارزه برای قدرت و نفوذ و اعمال آن در جامعه میدانند. 4 ـ سیاست یعنی دانستن اینکه : چه کسی میبرد، چه میبرد، چه موقع میبرد، چگونه میبرد، و چرا میبرد. این تعریف هارولد لاشکی از سیاست است که جنبه شعاری دارد و به راحتی میتوان آن را به یاد سپرد. اما باید دانست که این تعریف، تعریف علم سیاست است و نه خود سیاست، زیرا از دانستن واز علم و آگاهی سخن میراند. 5- سیاست، توزیع آمرانه ارزشهااست : که به ریستون تعلق دارد. سرانجام نولی خود تعریفی از سیاست ارایه میکند : (همه آن فعالیتهای که مستقیم یا غیر مستقیم با کسب قدرت دولت، تحکیم قدرت دولت، و استفاده ار قدرت دولت همراه است) تعریف خود نولی هم تازگی ندارد و در واقع بیان دیگری است از اینکه سیاست مبارزهای برای کسب، حفظ افزایش یا نمایش قدرت است. اگر بخواهیم تعریفی به نسبت فراگیر از سیاست در اختیار داشته باشیم میتوانیم آن را چنین تعریف کنیم : سیاست رهبری صلح آمیز یا غیر صلح آمیز روابط میان افراد گروهها و احزاب (نیروهای اجتماعی) و کارهای حکومتی در داخل یک کشور، و روابط میان یک دولت با دولتهای دیگر در عرصه جهانی است. بنابراین تعریف میتوان از سیاست یک فرد، از سیاست یک گروه، از سیاست یک حزب و از سیاست یک حکومت نام برد. و از لحاظ بین المللی هم سیاست خارجی دولت را مشخص کرد. سیاست بر گزیده ً منافع هریک از نیروهای اجتماعی نامبردهاست. الف) سیاست از دیدگاه دانشمندان اسلامی: در ارتباط به پرسش که، چرا در سیاست دخالت میکند، پاسیخ را از کاشف الغطاً بطور مختصر مورد مطالعه قرار میدهیم. دخالت در سیاست اگر به معنای نصیحت و ارشاد و نهی از فساد و نصیحت کردن حاکمان بلکه عامه مردم و بر حذر داشتن از واقع شدن در دامهای استعمار و نهادن بندها و زنجیرها بر شهرها و مردم باشد، اگر سیاست دین امور باشد پس من (و به خدا پناه میبرم از گفتن من مگر دراین مقام) آری من تا سر در سیاست غرق هستم و آن از و ظایف من است و خود را در بر آن مسو ً ل میبینم. 1 ـ ابوعلی سینا : ابوعلی سینا فیلسوف مشهور اسلامی درکتاب السیاسته و رساله اثبات نبوت خود اندیشه دینی سیاسی خود را تبیین کردهاست. در کتاب السیاسته به مباحث پیرامون سیاست مدنی و کشور داری میپردازد و در رساله اثبات نبوت فلسفه بعثت پیامبران را بیان میکند. سینا هدف نهای یک جامعه مدنی و سیاسی را رسیدن به سعادت میداند و برای وحی و نبوت بعد سیاسی قایل است... و قانون سیاست را که دورکن اصلی یک جامعه متمدن است به انبیاً اختصاص میدهد. به عقیده وی پیامبرقانونگذار و سیاستمدار بر جسته جامعه به شمار میرود و تنها اوست که میتواند این دو مسوً لیت را به عهده داشته باشد. سینا در کتاب فی اثبات النبوت میگوید : پیامبر ان با سیاست و فن مدیریت و مردمداری که داشتهاند، امور مادی مردم را سامان دادند و به یاری مکتب فلسفی الهی زندگی معنو ی را برای مردم کمال بخشیدند. 2 ـ ابو نصر فارابی : ابونصر فارابی از فلاسفه مشهور اسلامی الگوی اندیشه و نظام سیاسی را مدینه فاضله بر اساس بنیادهای فلسفی و سیاست را حاصیل خدمات حاکم به مردم به منظور رسیدن به سعادت میداند «از دید فارابی حکومت خوب حکومتی است که بتواند افعال، سنن و ملکات اداری را که درپر تو آنها میتوان به سعادت حقیقی رسید در مردم جای گزین کند و حکومتی که سعادت پنداری ایجاد میکند ریاست جاهلی یا حکو مت جاهلیت است». 3 ـ ابوحامد غزالی :غزالی ازمتفکران معروف و بر جسته اسلامی است. غزالی در کتاب احیاً العلوم، دین را کاملاً سیاسی میداند.از نظر غزالی زندگی اجتماعی انسان به چهار صنعت کشاورزی، پارچه بافی بنای و سیاست وابستهاست که مهمترین این صنایع و فنون سیاست است.از دید غزالی تفکیک میان علم دین و سیاست امری نا ممکن است. ب) سیاست از منظر دانشمندان غربی : اینک نقط نظرات برخی از دانشمندان غربی را پیرامون سیاست، مختصراً مورد مطالعه قرار میدهیم. 1 ـ سقراط : سقراط حکومت را در پنچ شکل، حکومت فرماروای عادل –حکومت سلطان مستبد، حکومت نجبا (اشراف و قشر ممتاز) حکومت اغنیاو حکومت عامه یا ملی و مردمی مطرح میکند. سقراط حکومت عامه را که مستلیزم دخالت افراد نا صالح میباشد رد میکند و حکومت فرمانروای عادل با تقوی و با فرهنگ را ترجیح میدهد. 2 ـ افلاطون : افلاطون در کتاب جمهوریت و رسالههای خود حکومت را از چند زاویه بررسی میکند گرچه نظریات افلاطون را به جهت کثرت و تنوع آن نمیتوان به یک جمع بندی مشخص رساند ولی او فصل نوی در اندیشه سیاسی در زمینههای حکومت و جامعه به و جود آورد. عده معتقید اند که حکومت از دید افلاطون به پنچ حکومت فلاسفه، نظامیان، اغنیا عامه مردم و استبدادی تقسیم شدهاست.افلاطون ضمن ترجیح حکومت فلاسفه میگوید : زمامدار باید فیلسوف باشد و بهترین دولتها آن است که بهترین مردم حکومت کنند و حکیم حاکم باشد و حاکم حکیم شود. افلاطون در نظریه جدید بعد از کتاب جمهوریت و عدول از آن وظیفه دولت و نظام سیاسی را تعلیم و تربیت مردم دانست. فرمانروایان را به شبان یا چوپان تعبیر کرد. 3 ـ ارسطو : ارسطو شاگرد افلاطون است و سیاست را مساوی با ایجاد اعتدال میداند. ارسطو مردم را به سه قسمت تقسیم کرده (اغنیا –توده مردم – طبقه متوسط که معتدل ترین مردم هستند) به عقیده ارسطو اساس دولت در طبیعت انسان است و دولت برای تاًمین نیازهای انسان است که اولین نیاز جسمانی است که سبب پیدایش خانواده شد. ارسطو استقلال نهاد خانواده را ضروری میداند. به عقیده وی قانون و عدالت در قالب دولب، مردم را به هم پیوند میدهد. 4 ـ اکوًیناس: توماس اکویناس پس از گذشت حدود هشت قرن بعد از ارسطو حکومت را به مثابه یک کشتی که نا خدای آن مذهب و روحانیون هستند میداند و میگوید : «حکومت کردن به معنی هدایت کشتی است و ماهیت حکومت را از همین شباهتی که میان دوکلمه هست باید فهمید......و به همین دلیل حکمرانهای دینوی، پاسدار مقاصد فرعی زندگی فردی و اجتماعی انسان اند» 5 ـ ماکیاول : او از نوسیندگان معاصر غرب است. اندیشه سیاسی او حذف دین و اخلاق از گردونه سیاست است. وی ضمن انکار قانون الهی کاملاً تفکر عادی سیاسی دارد و هدف زندگی را رفاً و لذایز مادی میداند. ماکیاول اصل را درحکومت قدرت میداند و ابزار لازم قدرت را یاد آور میشود. گرچه معتقید است که معلوم نیست انسان صاحب فضیلت از این ابزار استفاده کند وی حکومت جمهوری را بر حکومت سلطان (سلطنتی) ترجیح میدهد. 6 ـ ژان بدن°: ژان برن نخستین کسی که تعریف علمی از حکومت ارایه میکند. او میگوید اگر در حکومت مردم سهیم باشند، دمکراسی، اگر عدهای حکومت کنند، اشرافی و اگر یک فرد حکومت کند سلطنتی است. ژان برن حاکمی که خدا ترس دور اندیش، دلسوز، عاقل و معتدل و عادل و مقتدر باشد را تا وقتی که با عدالت حکومت میکند را حکومت بر حق میداند. گرچه این حاکمیت را از طریق موروثی و کودتا و یا از راه قانون بدست آورده باشد. بوتراند راسل فیلسوف نامدار فرانسوی میگوید : قدرت را میتوان به عنوان پدید آوردن آثار مطلوب تعریف کرد واژه مطلوب به معنی طلب کرده شده و خواسته شده مورد نظر است و نه به معنی دلپسند ویا خوش آیند. ج) تعریف سیاست بین الملل، سیاست خارجی و روابط بین الملل: در مورد اصطلاحات مزبور تعریفهای گوناگونی وجود دارند، اما در مورد اینکه مناسبترین تعریفها کدامند ویاتمایزات میان آنها کجاقراردارند، توافق اندک است. این فقدان اجماع بی تردید به مسئله طرحهای نظم بخشنده مربوط میشود. چگونگی تعریف این اصطلاحات عمدتاً متأثیر از چیزی است که بررسی کننده درپی آن است وآنچه که وی مورد بررسی قرار میدهد تا اندازه زیاد نیز تابع برداشت، مدل یا نظریه ویژه اوست. اکثر مطالعات به عمل آمده در زمینه (سیاست جهان) یا (سیاست بین الملل) در واقع مطالعه سیاست خارجی بوده و هسته اصلی این مطالعات به توضح منافع، اقدامات و عناصر قدرت دولتهای بزرگ پرداختهاست. ازکجا، اگرچنین جایی وجود داشته باشد، سیاست خارجی به سیاست بین الملل مبدل میشود؟ تمایز میان اصطلاحات مزبور ممکن است بیش از اینکه واقعی باشد درسطح دانشگاهی مطرح گردد، اما این تمایز به طورکلی به تفاوت میان هدفها و اقدامات (تصمیمات وخط مشیهای) یک دولت یا دولتها، واکنشهای متقابل میان دو یا چند دولت ارتباط پیدا میکند. دانش پژوهی که در تحلیل خود به اقدامات یک دولت در قبال محیط خارج و شرایط معمولاً داخلی موثر در تعیین اقدامات مزبور میپردازد اساساً به سیاست خارجی توجه دارد. اما شخصی که آن اقدامات را فقط به منزله جنبهای از الگوی اقدامات یک دولت و دواکنشها یا پاسخهای دیگران میپندارد، به سیاست بین الملل یا روندهای کنش متقابل دو یا چند دولت مینگرد. تمایز مزبور در نمودار زیر نشان داده میشود. در این منوگراف، بسته به مسئله مورد تحلیل هر دو دید به کار خواهد رفت. بحث در مورد هدفهای دولت، متغیرهای موثر در گزینش آنها، رابطه بسیار نزدیک با مطالعه سیاست خارجی دارند. در حالیکه بررسی سیستمهای بین المللی، بازدارندگی و رفتار در وضعیت برخورد، به مفهوم کنش متقابل دولتها نزدیکتر میشود. اصطلاح روابط بین الملل به صورت متمایز از سیاست بین الملل و سیاست خارجی، میتواند به همه شکلهای دولتی و غیر دولتی کنش متقا بل اعضای جوامع مختلف ا طلاق میشود. سیاست شناسان از این دقیق نبودن دانشواژهها آگاهاند و گاه کوششهای به عمل میآید تا دانشواژهها به درستی باز شناخته و به کار برده شوند. اما راه دراز در پیش است تا علم سیاست سر انجام دارنده معانی دقیقی برای دانشواژههای خود باشد.سردرگمی و نبود توافق درمورد کاربرد دانشواژههای سیاسی حتی نام علم سیاست را هم در بر میگیرد. برخی از متفکران و پژوهشگران علم سیاست را به کارمی برند، اما برخی دیگر هم چنان از کار برد شکل باستان یونانی آن، یعنی سیاست جانبداری میکنند. گروه سوم نام آن را سیاست نظری گذاشتهاند و سر انجام گروهی دیگر آن را علمی سیاسی میدانند و نه علم سیاست. پیدا است که این نامگذاریها روشن نیست به ویژه آنگاه که واژه سیاست یعنی دانشواژه رایج یونانی را به کار ببریم که هم معنی علم سیاست را دارد و هم به خود سیاست نظر دارد یا در بر گرینده سیاست نظری و علمی است. بنا بر این اگر واژه پولیس را از زبان یونان باستان جدا کنیم واژه شهر – دولت بی معنی خواهد شد. در واقع سیاست در معنی یونانی علم حکومت بر شهر بود.این معنی را سی لی مطرح کرده و سیاست را علم شهرها نامیدهاست. اما این معنی را نباید چنین تعبیر کرد که حدود یا جهان بینی متفکران سیاسی یونان باستان محلی یا تنگ بودهاست. بر رسیهای سیاسی آنها از از بسیاری جهات عمیقتر و گسترده تر از آنها جهان بینیهای بود که پس از فروپاشی شهر – دولتهای یونان و روم باستان پدیدار شد. مفهوم پذیرفته شده و به کار رفته امروزین سیاست از مفهوم علم سیاست فراتر میرود. امروز واژه سیاست به مسایل جاری حکومت و جامعه که ماهیت اقتصادی و سیاسی در مفهوم علمی دارند اشاره میکند. به گفته رابرت دال «سیاست یکی از حقایق غیر قابل اجتناب زندگی بشر است. انسانها در هر لحظه از زمان به نوعی با مقابل سیاسی درگیر میباشد» «تنها از راه روند سیاسی است که انسان میتواند امید وار باشد زندگی خود را بر پایه خرد و کمال مطلوبها قرار دهد.» پریکلس یونانی در یک مرثیه گفتهاست : «آدمی که به کار سیاست نپردازد شایسته صفت شهروند بی آزار نیست بلکه باید او را شهر وندی بی خاصیت بدانیم.» وقت که گفته میشود کسی به سیاست علاقه دارد مقصود آن است که او به مسایل جاری کشور مانند مسایل صادرات و واردات مسایل مربوط به کار و کارگر روابط قوه مجریه با قوه مقننه فعالیتهای احزاب و سازمانهای سیاسی و بسیاری دیگر از مسایل و فعالیتهای سیاسی – اقتصادی و فرهنگی – اجتماعی توجه دارد. در این معنی سیاست فراتر از یک علم است و سیاستمدار هم کسی است در این گونه مسایل شرکت فعال دارد و تصمیم گیری میکند هر چند که ممکن است درک و شناخت چندان درستی از اصول و بنیادهای علم سیاست نداشته باشد. و آنگهی در حالیکه علم سیاست آگاهی مشترک انسانها در همه جامعهها است، سیاست کشورها با هم تفاوت دارد. دانشمندان سیاسی برجسته از سراسر جهان در سپتامبر 1948 در کنفرانس یونسکو، علم سیاست را به جای علوم سیاسی و برای نامیدن این رشته علمی پزیرفتهاند. پیوند به بیرون |
This article is from Wikipedia. All text is available under the terms of the GNU Free Documentation License.
Mercedes Car
This site monitored by SitePinger.net