شهر

Article on other languages:

del.icio.us del.icio.us
Digg Digg
Furl Furl
Reddit Reddit
Rojo Rojo
Add to OnlyWire
دید شهر تهران از هواپیما.

شهر ، طی دهه‌های اخیر ، از سوی اندیشمندان جغرافیا ، جامعه شناسی ، اقتصاد ، جمعیت شناسی و برخی علوم دیگر ، تعاریف متعددی از شهر ارائه شده ‌است و جامعه ‌شناسان از جمله انگلس و مارکس ، شهر را محل تمرکز جمعیت ، ابزار تولید ، سرمایه ، نیازها و احتیاجات و غیره می‌دانند که تقسیم کار اجتماعی ، در آنجا صورت گرفته ‌است . جغرافی دانان ، شهر را منظره‌ ای مصنوعی از خیابانها ، ساختمانها ، دستگاهها و بناهایی می‌دانند که زندگی شهری را امکانپذیر می ‌سازد .


فهرست مندرجات

تعریف شهر

مورخان ، شهر را با توجه به قدمت آن ، تعریف می ‌کنند و از نظر اقتصاددانان ، شهر به جایی اطلاق می‌شود که معیشت غالب ساکنان آن ، بر پایه کشاورزی نباشد . جمعیت شناسان نیز ، تعداد جمعیت یک نقطه را ، ملاک شهری بودن آن نقطه می ‌دانند . اندیشمندان طراحی شهری شهر را مجموعه پیچیده ی سازمان یافته ای می دانند که متشکل از سه مولفه اصلی کالــبد، تصورات، و فعالیت می باشد، که پیوسته در حال تغییر و تحول است. شهر شناسان شهر را محلی می دانند که بشر دست از زمین کشیده و فکر کردن را آغاز می کند .


نظریات شهرشناسی

نخستین شهرها ، در بین النهرین پدید آمدند .

  • تعریف جامعه شناسی : محل اجتماع جوامع انسانی که بزرگ‌تر از قریه و دارای حکومت است.
  • تعریف جغرافیائی : محلی که حداقل ۵۰ هکتار وسعت و ۵۰ هزار نفر جمعیت داشته باشد.
  • معماری : سازه‌ای که دارای خیابان‌های اصلی و فرعی است و خیابان‌های اصلی به صورت عمود بر هم باشند.(عمومیت ندارد) مثال نقض : پاریس.


پیشینهٔ نام

این واژه در زبان اوستایی و پارسی هخامنشی ««خشتهر»» و بمعنی سرزمین و کشور است که در فارسی نو شهر شده و بجای بلدهٔ عربی بکار می‌رود یعنی از جملهٔ واژگانی است در فارسی که دایرهٔ مفهوم پارینهٔ آنها تنگتر شده‌است، همچون دیه یا ده که در پارسی هخامنشی «دهیو» و در اوستا «دخیو» بمعنی کشور یا مملکت است. نام ایران در دورهٔ هخامنشیان نیز ««آریانام خشتهرام»» بوده بمعنی «سرزمین و پادشاهی آریاییان». اینکه از واژهٔ خشتهره، در فارسی نو ««خ»» افتاده و «شهر» شده نظیر بسیار دارد چون خشنا = شناختن، خشب = شب، آوخشتی = آشتی و جز آن. گاهی آن ««خ»» اصلی ماقبل شین همچنان در فارسی بجا مانده چون خشنو = خشنود. هرچند امروزه از مفهوم واژهٔ شهر کاسته شده اما وسعت دیرین آن از واژه‌های ایرانشهر و شهریار هویداست. خشتهر = شهر از مصدر «خشی» درآمده که بمعنی شاهی کردن و فرمان راندن و توانستن و یارستن است.

پسوند شهر

شهر همچنین به عنوان پسوند برای ساختن نام شهرها و شهرک‌ها و گاه محله‌ها به‌کار می‌رود. شهرها و شهرک‌ها و محله‌هایی که نامشان با این پسوند ساخته شده عبارت‌اند از:

در ایران: آکام‌شهر ، بهشهر ، گلشهر ، زیباشهر ، ایران‌شهر ، آرین‌شهر (سده پیشین در خراسان) ، نوشهر ، خمینی‌شهر ،شیلاشهر، سیمین‌شهر و مینوشهر.

خارج از ایران:
ترکیه: ویران‌شهر و اسکی‌شهر.

ترکیب این پسوند فارسی با واژه‌های عربی نیز برای نامگذاری شهرهای ایران، پس از انقلاب ۱۳۵۷ در مورد برخی شهرها اعمال شده از جمله:

شهر به عنوان پیشوند


منابع


جستارهای وابسته

واحد تقسیمات کشوری ایران مسئول نهاد مربوطه مرکز
کشور وزیر کشور وزارت کشور پایتخت
استان استاندار استانداری مرکز استان
شهرستان فرماندار فرمانداری مرکز شهرستان
بخش بخشدار بخشداری مرکز بخش
دهستان دهدار دهداری مرکز دهستان
شهر شهردار شهرداری ندارد
روستا دهیار دهیاری ندارد


 این نوشتار دربارهٔ جغرافیا خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

This article is from Wikipedia. All text is available under the terms of the GNU Free Documentation License.


Giant Panda

Mercedes Car
James Bond Guide
This site monitored by SitePinger.net