|
Article on other languages:
|
شیلی کشوری است در آمریکای جنوبی که پایتخت آن سانتیاگو است.
مردمشیلی یک کشور نسبتاً یکدست از لحاظ جمعیت میباشد و بیشتر جمعیت آن غالباً اسپانیاییتبار هستند که با درجات مختلفی از آمیزش با بومیان سرخپوست. حدود ۸۵ درصد از جمعیت کشور در نواحی شهری زندگی میکنند، ضمن آن که ۴۰ درصد آنها در منطقهٔ کلانشهری سانتیاگو ساکناند. رشد جمعیت شیلی با نرخ حدود ۰٫۹۷ درصد در میان کشورهای آمریکای لاتین پایین است که تنها پس از اروگوئه و کوبا در رده سوم قرار دارد. زباندرک و فهم گویش شیلیایی زبان اسپانیایی برای بیگانگان دشوار است. علت آن حذف هجاهای آخر و اصوات 's' در واژهها، تلفظ بسیار نرم برخی از حروف بیصدا و سطوح بالای کاربرد کلمات عامیانه، به ویژه در نواحی سانتیاگو و اطراف آن است. مردم شیلی همچنین نسبت به اسپانیاییزبانان سایر کشورهای همسایه سریعتر صحبت میکنند. این عوامل همگی دست به دست هم میدهند تا دیدارکنندگان تازه وارد به این کشور، حتی گویشوران حرفهای زبان اسپانیایی، چندان درک مطلب نکنند.[۱] تاریخ
ورود اروپایی هادر سال ۱۵۲۰، فردیناند ماژلان پرتغالی که میکوشید دور زمین را با کشتی طی نماید، گذرگاه جنوبی این ناحیه را کشف نمود که بعد از وی به نام تنگه ماژلان نامیده شد. اروپائیهای دیگری که به شیلی رسیدند، دیگو د آلماگرو و گروه فاتحان اسپانیایی وی بودند که در سال ۱۵۳۳ در جستجوی طلا از پرو وارد این ناحیه شدند. آنها با صدها هزار سرخپوست با فرهنگهای مختلف در این ناحیه مواجه شدند که شیلی امروزی نیز اکنون نیز برخی از این فرهنگها را در خود جای دادهاست. این فرهنگها اصولاً نیازهای خود را از طریق کشاورزی به روش قطع درختان و کشت گیاهان و شکار تامین مینمودند. فتح شیلی در واقع در سال ۱۵۴۰ آغاز شد و به وسیله پدرو دوالدیویا از افسران (ستوان) فرانچسکو پیزارو انجام گرفت که شهر سانتیاگو را در ۱۲ فوریه، ۱۵۴۱ بنیان نهاد. اما اسپانیاییها طلا و نقره هنگفتی که به دنبال آن بودند در این منطقه نیافتند، و متوجه توان بالقوه کشاورزی دره مرکزی شیلی شدند، و شیلی به بخشی از نایب السلطنه شیلی تبدیل شد. فتح سرزمینی که امروزه شیلی خوانده میشود تنها بصورت تدریجی انجام شد، و اروپاییها توسط جمعیت محلی این منقطه متحمل شکستهای پیاپی شدند. قیام گسترده ماپوچه که در سال ۱۵۳۳ آغاز شد به مرگ والدیویا و تخریب بسیاری از مستعمرات اصلی در این نقطه منجر گردید. قیامهای اصلی بعدی در سالهای ۱۵۹۸ و ۱۶۵۵ رخ داد. هرگاه که ماپوچهها و دیگر گروههای بومی شورش مینمودند، مرز جنوبی این مستعمره به سمت شمال جابجا میگردید. لغو برده داری در سال ۱۶۸۳ از تنشها در مرز بین مستعمره و سرزمین ماپوچهها تا بخش جنوب کاست، و اجازه داد تا تجارت بین استعمارگران و ماپوچهها افزایش یابد. مبارزات استقلالانگیزه برای کسب استقلال از اسپانیا در اثر غصب تخت و تاج اسپانیا از سوی ژوزف برادر ناپلئون در سال ۱۸۰۸ تسریع شد. یک شورای سیاسی ملی تحت عنوان فردیناند- وارث شاه مخلوع- در ۱۸ سپتامبر، ۱۸۱۰ تشکیل شد. شورای سیاسی (هونتا) شیلی را به عنوان یک جمهوری خودمختار در پادشاهی اسپانیا اعلام نمود. جنبش برای کسب استقلال کامل به زودی طرفداران فراوانی به دست آورد. تلاشهای اسپانیاییها برای تحمیل دوباره حکومت اجباری طی اقدامی که «تسخیر دوباره» نامیده میشد، باعث یک مبارزه طولانی مدت شد. نبرد متناوب تا سال ۱۸۱۷ ادامه یافت، زمانی که ارتشی به رهبری برناردو اوهیگینز، وطنپرست ترین فرد سرشناس در شیلی، و خوزه دسن مارتین، قهرمان نبرد استقلال آرژانتین، در کوههای آند شیلی با نیروهای سلطنتی درگیر شده و آنها را شکست دادند. در ۱۲ فوریه ۱۸۱۸، شیلی تحت رهبری اوهیگینز به عنوان یک جمهوری مستقل اعلام موجودیت نمود. شورش سیاسی تغییر اجتماعی اندکی پدید آورد، واما، جامعه شیلی در سدهٔ نوزدهم ماهیت ساختار طبقاتی اجتماعی استعماری را حفظ نمود که عمدتاً تحت نفوذ سیاستهای خانوادگی و کلیسای کاتولیک رم قرار داشت. سرانجام یک ریاست جمهوری قوی به وجود آمد، اما ملاکان ثروتمند شدیداً قدرتمند باقی ماندند. در اواخر قرن نوزدهم، دولت سانتیاگو جایگاه خود را در جنوب از طریق سرکوب بیرحمانه سرخپوستان ماپوچی تحکیم بخشید. در سال ۱۸۸۱، این کشور پیمانی با آرژانتین جهت تائید حاکمیت شیلی بر تنگه ماژلان منعقد نمود. در نتیجه جنگ پاسیفیک با پرو و بولیوی (۱۸۷۹ تا ۱۸۸۳)، شیلی حاکمیت خود را در بخش شمالی تا حدود یک سوم میزان قبلی گسترش داد که ضمن آن دسترسی بولیوی به اقیانوس آرام از بین میرفت، و شیلی به ذخایر ارزشمند نیترات دست مییافت که بهره برداری از آن موجب یک دوره بابرکت برای کشور شد. جنگ داخلی شیلی در سال ۱۸۹۱ منجر به توزیع مجدد قدرت بین رئیس جمهوره و کنگره شد، و شیلی یک حکومت دموکراسی به سبک پارلمانی برقرار نمود. اما، جنگ داخلی نیز یک جدال بین آنهایی بود که خواستار توسعه صنایع محلی و سودهای بانکی فراوان برای شیلی به خصوص کاخ ادواردها بودند که مناسبات محکمی با سرمایه گذاران خارجی داشت. از این رو تا حدودی اقتصاد شیلی به یک نظام حافظ منافع گروه اقلیت حاکم تنزل یافت. از دههٔ ۱۹۲۰، طبقه متوسط و طبقه کارگر موجود به حدکافی قدرت به دست آوردند تا یک رئیس جمهور اصلاحطلب انتخاب نمایند یعنی آرتورو الساندری پالما، که برنامه وی کنگره محافظه کار را آشفته ساخت. شیوههای اصلاح طلبی الساندر پالما تاحدودی بعداً از سوی برخی عناصر اتحادیه موسیلینی کشور ایتالیا مورد تحسین واقع شد. در دهه ۱۹۲۰، گروههای مارکسیست با پشتیبانی عموم مردم بهپاخاستند. کودتای نظامی به رهبری ژنرال اوئی آلتامیرانو در سال ۱۹۲۴، دورهای از بی ثباتی شدید سیاسی را به بار آورد که تا سال ۱۹۳۹ به طول انجامید. طولانی ترین دولتهای ده ساله در میان آن سالها مربوط به ژنرال کارلوس ایبانیز دلکامپو بود که در سال ۱۹۲۵ بطور موقت قدرت را به دست گرفت و دوباره بین سالهای ۱۹۲۷ و ۱۹۳۱ تحت عنوان یک استبداد غیر رسمی برسر کارآمد، اما واقعاً از لحاظ خشونت یا فساد همچون یک استبداد نظامی نبود که اغلب گریبانگیر باقی کشورهای آمریکای لاتین میشد، و قطعاً قابل قیاس با رژیم سرکوبگر آگوستو پینوشه در دهههای اخیر نبودهاست. ایبانیز دلکامپو، با تسلیم قدرت به شکل دموکراتیک به جانشین منتخب خود احترامی را در یک سطح کافی در بین بخشی از جمعیت حفظ نمود تا به عنوان یک دولتمرد قابل برای بیش از ۳۰سال باقی بماند، با وجود ماهیت پوچ و متزلزلی که ایدئولوژی میداشت. زمانی که حکومت مشروطه در سال۱۹۳۲ برقرار گردید، یک حزب قوی طبقه متوسط، رادیکالها به وجود آمد. این حزب طی ۲۰سال بعد، نیروی کلیدی برای دولتهای ائتلافی بود. طی دوره غلبه حزب رادیکال (۵۲-۱۹۳۲)، کشور نقش خود را در بخش اقتصاد افزایش داد. در سال۱۹۵۲، رای دهندگان روی خود را به سوی ایبانیز دلکامپو برگرداندند، که هم اکنون به شکل یک نوع خوآن پرون| پرون شیلیایی حلول کرده بود، تا پست دولت را برای ۶سال بعد احراز نماید. خورخه الساندر در سال ۱۹۵۸ جانشین ایبانیز دلکامپو شد، که محافظه کاری شیلیایی را بطور دموکراتیک برای دوره دیگر حکومت به آن بازمی گرداند. در سال ۱۹۶۴ انتخابات ریاست جمهوری، ادواردو فری مونتالوا از حزب دموکرات مسیحی شیلی| دموکرات مسیحی با احراز اکثریت مطلق آراء یک دوره اصلاحات عمده را آغاز نمود. تحت عنوان شعار «انقلاب در آزادی»، دولت فری به برنامههای دور از دسترس اجتماعی و اقتصادی به خصوص در زمینههای آموزش، مسکن، و اصلاحات کشاورزی، از جمله اتحادیه بندی روستای کارگران کشاورزی پرداخت. اما، در سال ۱۹۶۷، فری با مخالفت فزاینده از سوی چپگرایانی مواجه شد که وی را متهم مینمودند به آن که اصلاحات وی ناکارآمد است، و از سوی محافظه کاران، که اصلاحات وی را افراطی میدانستند. در پایان دوره ریاست جمهوری وی، فری به اهداف متعدد ارزشمندی دست یافته بود، اما نتوانسته بود به اهداف مورد نظر حزب خود بطور کامل دست یابد. دولت آلندهدر سال ۱۹۷۰، سناتور سالوادور آلنده گوسنز، یک پزشک مارکسیست و عضو حزب سوسیالیست شیلی که رهبر«اتحاد خلق» (UP یا «یونیداد پاپیولار») ائتلاف احزاب سوسیالیست، کمونیست، و سوسیال- دموکرات بود، در کنار دموکرات مسیحیهای مخالف، جنبش اقدام واحد خلق (MAPU)، و فعالیت مستقل خلق، اکثریت آراء را در یک مبارزه سه طرفه به دست آورد. با وجود فشارهای دولت آمریکا، کنگره ملی شیلی با حفظ سنت قدیمی خود، با گرفتن آراء نهایی بین نامزدهای سرشناس یعنی آلنده و رئیس جمهور سابق خورخه الساندر، تکلیف این مقام را معلوم نمود، و آلنده را با یک رای با نسبت ۱۵۳ به ۳۵ برای این پست انتخاب نمود. فری از تشکیل اتحاد با الساندری خودداری نمود تا با آلنده مخالفت کند، به شرط آن که دموکرات مسیحیها که یک حزب کارگری بودند نتوانند با اقلیتهای حاکم به هدف مشترک خود برسند. برنامه آلنده شامل ارتقاء منافع کارگران؛ اجرای کامل اصلاحات کشاورزی؛ بازسازی اقتصاد ملی به بخشهای سوسیالیستی، ترکیبی و خصوصی؛ سیاست خارجی «استحکام بین المللی» و استقلال ملی؛ و یک نظام جدید تأسیس («کشور مردمی» یا « خلق توانا»)، و از جمله موسسه کنگره دارای مجلس واحد بود. سخنران اتحاد خلق همچنین خواستار ملی شدن مالکیت بیگانه (آمریکا) در معادن اصلی مس در شیلی شد. یک رکود اقتصادی در سال ۱۹۶۷ آغاز شد و در سال۱۹۷۰ به اوج خود رسید، و با فرار سرمایه، تنزل سرمایه گذاری خصوصی، و خروج دارائیهای بانکی از سوی افراد معترض به برنامه سوسیالیستی آلنده، تشدید گردید. تولید کاهش و بیکاری افزایش یافت. آلنده اقداماتی را از جمله تثبیت قیمتها، افزایش دستمزدها، و اصلاحات مالیاتی را انجام داد که اثر آن افزایش هزینه مصرف کننده و توزیع مجدد نزولی درآمد بود. برنامههای مشترک دولتی- خصوصی امور عمومی به کاهش بیکاری کمک نمود. بیشتر بخش بانکداری ملی شد. بسیاری از شرکتهای موجود در صنایع مس، زغالسنگ، آهن، نیترات، و فولاد سلب مالکیت شدند، ملی شده، یا تحت نظارت و دخالت دولت قرار گرفتند. خروجی بخش صنعتی به سرعت افزایش یافت، و بیکاری طی سال اول دوران دولت آلنده افت نمود. [نیازمند منبع] اصلاحات دیگری که طی اوایل دوره زمامداری آلنده اجراء شد عبارتاند از توزیع مجدد میلیونها هکتار زمین بین کارگزان کشاورزی بدون زمین به عنوان بخشی از برنامه اصلاحات کشاورزی، دادن مواجب معوقه نیروهای مسلح ضمن افزایش پرداخت، و تامین شیر رایگان برای کودکان. اتحادیه توسعه خلق هندیها و موسسه فنی ماپوچه برای پاسخگوئی به نیازهای جمعیت بومی شیلی پایه گذاری شدند. ملی سازی صنایع مس تحت مالکیت بیگانه (خصوصا شرکت های آمریکایی) سبب تنشهای فزاینده با آمریکا شد. دولت نیکسون فشار مالی بین المللی را به منظور محدود سازی اعتبار اقتصادی شیلی بر آنها وارد ساخت. بطور همزمان، سازمان سیا هزینههایی را برای ایجاد رسانهها، سیاستمداران، و سازمانهای مخالف و برای کمک به تسریع مبارزه برای ایجاد بی ثباتی در شیلی اختصاص داد. از سال۱۹۷۲، پیشرفت اقتصادی سال اول دوره زمامداری آلنده جهت معکوس گرفت و اقتصاد درگیر بحران شد. قطبی شدن سیاسی افزایش یافت، و تحرکات دو گروه موافق و مخالف حکومت که اغلب به درگیریها منجر میشد، شایع گردید. تا اوایل سال ۱۹۷۳، تورم از کنترل خارج شد. اقتصاد خزنده بیشتر در اثر اقدام اعتصاب| اعتصابات گهگاه و همزمان پزشکان، معملمین، دانشجویان، کامیونداران، کارگران معادن مس، و گروه شاغلین بخشهای کوچک رو به وخامت نهاد.[نیازمند منبع] کودتای پینوشهارتش با کودتای نظامی آلنده را در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ برکنار نمود. نیروهای مسلح کاخ ریاست جمهوری (پالاسیو لاموندا) ، را بمباران نمودند. پس از بمباران جسد آلنده در کاخ ریاست جمهوری یافت شد. [۱][۲][۳]. دولت نظامی به ریاست ژنرال آگوستو پینوشه اوگارته ، کنترل کشور را به دست گرفت. دوران حکومت وی با تجاوزات به حقوق بشر همراه بودهاست. در اکتبر۱۹۷۳، دست کم ۷۰ نفر به وسیله کاروان مرگ به قتل رسیدند. حداقل یک هزار نفر طی شش ماهه اول حکومت پینوشه اعدام شدند، و بر اساس گزارش رتیگ ریپورت، دست کم دوهزارنفر دیگر طی ششماهه بعدی این سالها کشته شدند. ۳۰بر طبق تحقیقات انجام شده از سوی کمیسیون والچ۲۰۰۴، ۳۰۰۰۰هزار نفر مجبور شدند تا کشور را ترک نمایند، و دهها هزار نفر از مردم بازداشت و شکنجه شدند.قربانیان در اغلب در منزل بازداشت و به یکی از ۳۰ بازداشتگاه منتقل و شکنجه می شدند.[۴] قانون اساسی جدید از طریق یک همه پرسی بسیار نامنظم و غیر دموکراتیک در غیاب فهرستهای ثبت آراء در ۱۱ دسامبر ۱۹۸۰ تصویب شد و ژنرال پینوشه برای یک دوره ۸ ساله رئیس جمهور جمهوری شیلی گردید. در اواخر دهه۱۹۸۰، رژیم تدریجاً آزادی بیشتری را به مجمع و جامعه داد تا شامل اتحادیه تجاری و فعالیتهای محدود شده سیاسی میشد. طی مدت تقریباً ۱۷ سالی که پینوشه قدرت را در دست داشت، شیلی از یک تمرکز اقتصاد در دست دولت به سوی یک اقتصاد بازار آزاد حرکتا نمود که شاهد افزایش در سرمایه گذاری خصوصی داخلی و خارجی بود، اما صنعت مس و دیگر منابع مهم معدنی به مالکیت خارجی بازنگشت. در یک همه پرسی در ۵ اکتبر، ۱۹۸۸، ژنرال پینوشه در دوره دوم ۸ ساله ریاست جمهوری خود با نسبت (٪۵۶ در برابر ٪۴۴اراء مردم) رد شد. مردم شیلی یک ریئس جمهور جدید و اکثریت اعضای کنگره با دو مجلس را در ۱۴ دسامبر ۱۹۸۹ را انتخاب نمودند. پاتریشیو آیلوین، از حزب دموکرات مسیحی نامزد یک ائتلاف متشکل از ۱۷ حزب تحت عنوان «ائتلاف احزاب برای دموکراسی(کنسرتاسیون)» بود که اکثریت مطلق (٪۵۵) آراء را احراز نمود. رئیس جمهور آیلوین از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ که به عنوان یک دوره انتقالی محسوب میشود، رئیس جمهور بود. در دسامبر ۱۹۹۳، ادوارد فری روئیز- تاگله از حزب دموکرات مسیحی، پسر رئیس جمهور قبلی ادواردو فری مونتالوا، ائتلاف کنسرتاسیون را با اکثریت مطلق (٪۵۸) آراء به پیروزی رساند. فری روئیز- تاگله در سال ۲۰۰۰ توسط ریکاردو لاگوس سوسیالیست موفق شد که در انتخابات ریاست جمهوری در انتخابات نهایی بی سابقهای در برابر ژوکوئین لاوین از راستگرایان حزب اتحاد برای شیلی پیروز شود. در ژانویه ۲۰۰۶، مردم شیلی اولین رئیس جمهور زن خود، میشله باچلت ژریا، را از حزب سوسیالیست انتخاب نمایند. او در ۱۱ مارس ۲۰۰۶ سوگند ریاست جمهوری را ادا نمود، و به این ترتیب حکومت ائتلاف «کنسرتاسیون» برای چهارسال دیگر ادامه یافت. در سالهای اخبر تلاشهایی برای محاکمه پینوشه و عوامل شکنجه در شیلی صورت گرفت که بی ثمر ماند.[۵] [۶] [۷] [۸] فرهنگاقتصاد
چشمانداز مرکز اقتصادی سانتیاگو
بخش فاینانس (مالیه) شیلی سریعتر از حوزههای دیگر اقتصاد طی چند سال اخیر پیشرفت نموده است؛ قانون اصلاح بانکداری که در سال ۱۹۹۷ به تصویب رسید دامنه فعالیت مجاز خارجی را برای بانکهای شیلی گسترش داد. دولت شیلی در سال ۲۰۰۱ آزادی بیشتری را در بازارهای سرمایه پیاده نمود. مردم شیلی از ابزارهای مالی جدیدی برخوردار شدهاند همچون وامهای سرمایه گذاری مسکن، معاملات سلف و حقوق خرید و فروش ارز، کارگزاری (مقاطعه کاری)، لیزینگ، و کارتهای اعتباری. ارائه این محصولات جدید نیز همراه با کاربرد فزاینده از ابزار سنتی همچون وامها و کارتهای اعتباری بودهاست. سیستم پرداخت خصوصی مقرری شیلی، با دارائیهای حدود ۵۴ میلیارد دلار در پایان سال ۲۰۰۴، به منبع مهمی از دارایی سرمایهای برای بازار سرمایه تبدیل شدهاست. شیلی یکی از بهترین نرخهای اعتباری (+ S&P A) را در بین کشورهای آمریکای لاتین حفظ نمودهاست. دولت به بازپرداخت قروض خارجی خود ادامه میدهد. قروض مرکب خارجی بخشهای دولتی و خصوصی در پایان سال ۲۰۰۴، تقریباً ۵۰ درصد کل تولید ناخالص ملی را تشکیل میداد- که بر اساس استانداردهای آمریکای لاتین رقم پایینی است. ارتشدفاعنیروهای مسلح شیلی از طریق وزارت دفاع به وسیله رئیس جمهور کنترل میشوند. رئیس جمهور این اختیار را دارد تا فرمانده کل نیروهای مسلح را برکنار نماید. فرمانده کل قوای ارتش شیلی ژنرال اسکار ایزوریتا فرر است. ارتش شیلی شامل ۵۵۰۰۰ نفر نیرو بوده و به وسیله ستاد ارتش در سانتیاگو سازماندهی میشود، که شامل هفت یگان در این منطقه، یک تیپ هوابرد در رانکاگوا، و یک نیروی مخصوص تکاور در کولینا هستند. ارتش شیلی یکی از حرفهای ترین و پیشرفته ترین ارتشها از لحاظ فناوری در کشورهای آمریکای لاتین میباشد.[۹] دریاسالار رودولفو کودینا دیاز رهبری ۲۵۰۰۰ نفر نیروی دریایی شیلی و از جمله ۵۰۰۰ تفنگدار دریایی را برعهده دارد. از میان ۲۹ فروند کشتی زمینی- دریایی ناوگان شیلی، تنها ۶ فروند از آنها سامانه اصلی عملیاتی (از انواع تخریبچی و ناوچه محافظ) هستند. این کشتیها در والپاریزو مستقر میباشند. نیروی هوایی دارای سامانه هوابرد ویژه ترابری و اسکورت برای خود بوده؛ و هیچگونه ناوشکن یا هواپیمای بمب افکن ندارد. نیروی دریایی شیلی همچنین ۳ فروند زیردریایی در تالکاهوانو دارد. ژنرال اوسوالدو سارابیا ویلچز فرماندهی ۱۲۵۰۰ نفر افراد نیروی هوایی را بر عهده دارد. مجموعه یگانهای هوابرد شیلی در بین پنج مقر تیپ هوایی توزیع شده که در نواحی ایکوئیکو، آنتوفاگاستا، سانتیاگو، پورتو مونت و پونتا آرناس واقع شدهاند. نیروی هوایی شیلی همچنین در یک پایگاه هوایی در جزیره کینگ جورج قاره جنوبگان عملیات هوایی انجام میدهد. نیروی هوایی شیلی در سال ۲۰۰۶ ۱۰فروند هواپیمای اف-۱۶ آمریکایی را در کنار ۶ فروند هواپیمای دست دوم بازسازی شده از همان نوع مزبور از نیروی هوایی سلطنتی هلند، تحویل گرفت. پلیسپس از کودتای نظامی در سپتامبر ۱۹۷۳، پلیس ملی شیلی که به عنوان تفنگداران شیلی نیز شناخته شدهاند، با وزارت دفاع متحد شدند. با بازگشت حکومت دموکراتیک، پلیس تحت کنترل وزارت کشور قرار گرفت اما ظاهراً بطور اسمی تحت نظارت وزارت دفاع باقی ماندهاست. ژنرال خوزه برنالس رئیس ۳۰ هزار نیروی پلیس مرد و زن شیلی است که مسئول اجرای قانون، مدیریت ترافیک، مراقبت از مرزها، سرکوب (قاچاقچیان) مواد مخدر و مقابله با تروریسم در سراسر کشور شیلی هستند. اداره آگاهی پلیس شیلی در سال ۱۹۳۳ به وجود آمد که به عنوان یک سازمان پلیسی غیرنظامی و مشابه با دامنه و عملکرد پلیس فدرال آمریکا (افبیآی) عمل میکند. از لحاظ اداری بخشی از وزارت دفاع، فعالیتش به عنوان یک بازوی تحقیقاتی از شاخه قضائی است. پرفکتو آرتورو هررا وردوگو فعلاً رئیس پلیس آگاهی در شیلی میباشد. جستارهای وابستهپانویس
^ کتابهایی هم در این زمینه نوشته شده (همچون ' چگونه در جنگل شیلی باید زندگی کرد' نوشته ژان برنان و آلوارو تابوادا) که میکوشد تا به بیان جزئیات و شرح مشکلات و حالات ویژه منحصر به فرد گویش شیلیایی بپردازد. پیوند به بیرونمنابع
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
This article is from Wikipedia. All text is available under the terms of the GNU Free Documentation License.
Mercedes Car
This site monitored by SitePinger.net