|
Article on other languages:
|
واژۀ علم معانی گوناگون و متعدّدی را در طیّ تاریخ طولانی تمدّن و علم در خود جایداده است. نوشتن پیرامون علم در حوزۀ زبان فارسی از امور دشوار بوده، و انجام آن به ظرافت و توجه ویژهای نیازمند است. به منظور آشکارایی و وضوح مفاهیم مربوطه، بررسی سیر تاریخی استفاده از واژههای علم و دانش در هرکدام از دو حوزۀ فلسفه غرب، و نیز حکمت و فلسفۀ شرق، و سپس مطالعۀ اجمالی فرایند و دینامیک پیچیدۀ تعامل و درهمآمیزی آنها با یکدیگر از جملۀ گامهای ضروری آغازین در این مسیر است. یکی از اهداف رشتهی فلسفه علم تشخیص نظریات و روشهای عملی از روشهای غیر علمی میباشد. برای مثال برخی از نظریهپردازان حوزهی فلسفهی علم مانند کارل پوپر اعتقاد دارند که یکی از معیارهای تمییز علم از شبه علم، ابطالپذیری ادعاهای مطرحشده میباشد. گزارههای شبه علم معمولاً ابطالناپذیر هستند، در حالی که ادعاهای علمی ابطالپذیرند.
تقسیم بندیدر حوزۀ زبان فارسی، كلمهٔ علم برای بیان دو معنای متفاوت، ولی کاملا مرتبط به کار گرفته می شود:
از اين منظر کلاننگر، به همهٔ دانستنیهای انسان صرف نظر از طبیعت و نوع آنها علم گفته شده، و مطابق آن، اخلاق، هنر، فرهنگ، زبان، رياضيات، زیستشناسی، ستارهشناسی، فیزیک، و نظائر آنها، همه و همه علماند. كلمات Knowledge در زبان انگليسی و Connaissance در زبان فرانسوی معادل اين معنای عام از كلمهٔ علم در زبان فارسی میباشند.
عاماندیشیدن، و فراگیر انگاشتن این تعریف خاص و محدود از علم میتواند این شبهه را سبب شود که علم در اين معنا در مقابل سایر دانستنيهايی قرار میگيرد كه عینی و آزمونپذير نيستند. كلمات Science در زبان انگليسی و Science (با تلفظ سیانس) در زبان فرانسوی معادل اين معنای خاص از كلمهٔ علم در زبان فارسی میباشند. پیوندهای بیرونی
منابع
|
This article is from Wikipedia. All text is available under the terms of the GNU Free Documentation License.
Mercedes Car
This site monitored by SitePinger.net